گرفته شده از سایت مشعل
:چاناکیا
.بخشایش،
نیروی ضعفا و
زینت
نیرومندان
است
:گوته
.عاقلترين
فرد كسي است كه
قدر زمان را ميداند
.قضاوت كنيد،
همانگونه كه
ميخواهيد در
مورد شما
قضاوت كنند
.احترام
بگذاريد،
همانگونه كه
ميخواهيد به
شما احترام
بگذارند
.عشق بورزيد،
همانگونه كه
ميخواهيد به
شما عشق
بورزند
.ببخشيد،
همانگونه كه
ميخواهيد
شما را ببخشند
اعتماد كنيد،
همانگونه كه
ميخواهيد به
شما اعتماد
كنند
.خوبي كنيد،
همانگونه كه
ميخواهيد به
شما خوبي كنند
:نوشتههاي
بودايي
.در گردشهايم
از پرستشگاههاي
زيادي ديدن
كردهام اما
پرستشكدهاي
نيافتم كه چون
بدن خودم
فرخنده حال
باشد
:سوامي
برهماناندا
,دنيا چنان
ساخته شده كه
اگر از
شادكاميهايش
بهره بريد
.بايست رنجهايش
را هم تاب
آوريد
,خوشتان بيايد
يا نيايد
.نميتوانيد
از اين دو يكي
را بيديگري
داشته باشيد
:كتاب:
نيمه تاريك
وجود
گر عظمتي
مشاهده ميكنيد،
درواقع عظمت
خودتان را ميبينيد
چشمانتان را
ببنديد و به
اين نكته
بينديشيد. اگر
عظمت فرد
ديگري را
تحسين م.يكنيد،
آنچه ميبينيد
عظمت خودتان
است
ا.گر شما اين
ويژگي را
نداشتيد جذب
آن نميشديد
هركس مردم را
به گونهاي
متفاوت ميبيند،
زيرا هركس
ويژگيهاي
خود را به آنها
فرا ميافكند
وظيفه ما
اينست كه آنچه
را در ديگران
الهامبخش
خود .ميبينم،
شناسايي كنيم
و آنگاه ويژگيهايي
را كه از خود
دور كردهايم
باز پس بگيريم
جبران خليل
جبران
.توان زندگي،
به چگونگي
نگريستن ما به
زندگي بسته
است
شو
.اگر هر نسلي
با عشق و
احترام نسبت
به كودكان
رفتار كند، به
آنها آزادي
بدهد تا رشد
كنند، همه
جفنگيات
مربوط به شكاف
نسلها محو
خواهد
.شد اگر شما به
فرزندانتان
احترام
بگذاريد و با
آنها رفيق
باشيد، امكان
ندارد شكاف
بين نسلي
ايجاد شود
:پيامهاي
زندگي:هابارد
.شكست، تنها
زماني رخ ميدهد
كه تلاشي در
كار نباشد
.بريها
دارانياكا
اوپانيشاد
همان آرزوي
ژرفي هستيد كه
شما را به پيش
ميراند
.آرزويتان
هرگونه كه
باشد، ارادهتان
همانگونه است
ارادهتان
هرگونه كه
باشد،
كردارتان
همانگونه است
.كردارتان
هرگونه كه
باشد،
تقديرتان
همانگونه است
سخن هاي جاودانه
1آنچه
دانستم فقط از
دولت عشق بود .
ليف تولستوی
2.
عشق؛
خرد نادان و بی
خردی فرزانه
است. ساموئل
جانسون
3.
سکس
اپرای انسان
فقیر است.
ایتالیایی
4.
می
گویی محبت تو
را پاس بدارم
تمنایم آنکه
مرا اندکی
دوست بداری
بدان سان که
دیری دوست می
داشتی .
رابرت
هریک
5.
در
محبت خوف نیست،
که کمال محبت،
خوف را بیرون
می کند . یوحنا
6.
در
عشق، جان را
آرامشی نیست
چراکه هرچه به
چنگ آوری در
آرزوی بیشتری .
مارسل پروست
7.
اگر
مرا دوست می
داری بگذار
برای هیچ باشد،
دوست
داشتن فقط
برای عشق.
الیزابت بارت
برونینگ
8.
همیشه
عاشق،عاشقی
است که در
نخستین نگاه
عاشق نشد .
کریستوفر
مارلو
9.
تو
را به مهری پاک
باخته دوست می
دارم به جانم
دوست می دارم
خنده ها و گریه
هایم از
توست،تو را من
دوست می دارم
حتی زمانی که
زنده نباشم.
الیزابت بارت
برونینگ
10.
دلدار
را بگو زندگی
کوتاه اما عشق
ابدی است.
آلفرد لرد
تنیسون
11.
عشق
را یارای
مغلوب کردن
مرگ است. آلفرد
لرد تنیسون
12.
شبانگاه
به رؤیایت راه
می یابم؛ کسی
مرا نخواهد
دید، در را باز
بگذار. ناشناس
جاپانی.
13.
بزرگترين
پند زند گي اين
است كه گاهي
احمق ها درست
مي گويند.!
چرچيل
.
.
14بدترين
روزگار
روزگاري است
كه نادانان
ياوه ببافند و
دانايان
خاموش
بنشينند ،
فرانس آن كمپل
براي
سرگرمي بايد
در بازي زندگي
وارد بود اما
اگر روزگار
اسباب بازي را
از دست ما گرفت
بايد مثل آدم
بزرگي كه در
بازي كودكان
شركت داشته
لبخند زنان از
جرگه اطفال
بيرون آمد، سن
پير
15.براي
آنكه خوب زند
گي كني بايد
خود را بالاي
زندگي نگاه
داري پس
بياموز كه
هميشه بالا
روي ، بياموز
كه هميشه
بپائين نگاه
كني ، نيچه
.16برخيزيد
و دامن همت به
كمر زنيد
بكوشيد و
بجوشيد ،
غوغاي زندگي
بر پا داريد،
تا زنده ايد
زندگي كنيد و
از انديشه پوچ
دوري كنيد ،
مانند زنده
بگوران خود را
در كنج عزلت
دفن نكنيد
امام
علي(ک)
عشق
(عشق
هدف حيات و
محرک زندگی من
استو
زيباتر از عشق
چيزی نديده ام
و بالاتر از
عشق چيزی
نخواسته امعشق
است که روح مرا
به تموج
واميدارد٫
قلب مرا به جوش
می آورد٫استعدادهای
نهفته مرا
ظاهر ميکند٫
مرا از
خودخواهی و
خودبينی
ميراند
دنيای
ديگری را حس
ميکنم.در عالم
وجود محو
ميشوم.
احساس
لطيف و قلبی
حساس و ديده ای
زيبابين پيدا
ميکنم.
لرزش
يک برگ٫ نور يک
ستاره دور٫
موريانه کوچک٫
نسيم ملايم
سحر٫
موج
درياو غروب
آفتاب همه
احساس مرا می
ربايند
و
از اين عالم
مرا به دنيای
ديگری می برند......
اينها
همه و همه از
تجليات عشق
است....
به
خاطر عشق است
که فداکاری
ميکنم.
به
خاطر عشق است
که به دنيا با
بی اعتنايی می
نگرم و ابعاد
ديگری را می
يابم.
به
خاطر عشق است
که دنيا را
زيبا می بينم و
زيبايی را می
پرستم.(
ابن
ادهم، كه
خاندانش فزون
باد،
شبي
از رؤيايي ژرف
كه عالم صلح و
سلام بود
بيدار شد
و
در نور مهتاب،
كه
اطاقش را چون
خرمني از سمن
نقره فام
كرده بود،
فرشتهاي
ديد
كه
در يك دفتر
زرّين چيزي مينوشت
آرامش
ژرف اطاق ابن
ادهم را گستاخ
كرد كه بپرسد
چيست
كه در اين دفتر
مينويسي
فرشته
سربلند كرد و
با نگاهي
شيرين و
مهربان گفت:
نام
آنان كه خدا را
دوست دارند.
ادهم
مشتاقانه
پرسيد آيا نام
من هم در شمار
آنان هست
فرشته
گفت نه، نامت
را در اين ميان
نميبينم
ادهم
با صدايي
همچنان مشتاق
اما آهستهتر
گفت
پس
نام مرا در
شمار آنان
بنگار كه
بندگان خدا را
دوست دارند
فرشته
اين بنوشت و
ناپديد شد
شب
ديگر باز
فرشته، با آن
فروغ شكوهمند
و بيدار كننده
پديدار شد
و
نام آنان را كه
از عشق خداوند
سعادت ابد
يافته بودند
در
يك طومار
طلايي به ابن
ادهم نشان داد
و
ادهم با حيرت و
شعف ديد كه
نامش سرآغاز
نامهاست.
ابراهيمبن
ادهم از
صوفيان به نام
است كه پارهاي
احوال و اقوال
او در تذكرة الاولياي
شيخ عطار آمده
و در ادبيات
عرفاني ما
اشارات و
تمليحات
بسيار به
داستان زندگي
او شده است.
بخصوص افسانههاي
مربوط به علت
گريختن او از
تخت پادشاهي و
پيوستن به
حلقه درويشان
سخت معروف است.
از
جمله قصه آن
درويش كه نيم
شب بر بام قصر
وي ميدويد
قراولان او را
گرفتند و نزد
سلطان آوردند.
پرسيد نيمه شب
بر بام ما چه
ميكردي؟ گفت
در بيابان
شتري گم كردهام
گمان بردم كه
شايد بر بام
قصر سلطان
آمده باشد.
ابراهيم با
حيرت گفت چنين
گمان باطل ا ست
چگونه ؟ آخر
شتر گمشده در
بيابان را بر
بام قصر سلطان
به چه اميد ميجويي؟
گفت به همان
اميد كه تو از
تخت شاهي شادي
و سعادت ميطلبي.
ادهم نعرهاي
بزد و با درويش
راه بيابان را
در پيش گرفت.
پـادشـاهان
جـهـان از
بــدرگي ....................
بـو
نبــردنــد
از شــراب
زنـدگي
ورنه
ادهم وار
سرگردان و دنگ
................ ملك را بر
هم زدندي بيدرنگ مثنوي
معنوي
افسانه
ديگر آنكه
روزي ابن ادهم
به دنبال
آهويي ميتافت
آهو گشت
و گفت: آيا تو
را براي آن
آفريدهاند
كه مرا شكار
كني؟
روزي
پـــســـر
ادهــم
انـــــدر
پـــي
آهـــــو ....................
مــانـنـــد
فـلــك
مــركب
شبــديــز
بــرافكند
داديــش
يـكــي
شــربـــت
كــز لذت بويش
.................... مستيش به
سر برشد و از
اسب درافكند
گـفـتــنــد
هــمــه كــس
ز ســـر كوي
تحير ....................
مـسكيــن
پــسر ادهـم
تـــاج و
كــمر افكند
ديوان
شمس
يا
چـون پســر
ادهــم آيد ز
پي آهو .................... تا
صيد كند آهو،
خود صيد دگر
يابد
پيامي
كه در داستان
ابن ادهم و
فرشته آمده
نيز در ادب
پارسي نكتهاي
مكرر است كه
چون قند تكرار
آن از ملازمت
دور است.
كوتاه
ترين و
زيباترين
بيان بيان اين
نكته در
بوستان سعدي
چنين آمده است:
طــريقت
بجــز خدمت
خلق نيست ....................
به تسبيح و
سجاده و دلق
نيست
در
تذكرةالاولياء
عطار در ذكر
ابراهيم ادهم
آمده است كه :
نقل است كه سه
تن در مسجدي
خراب عبادت ميكردند،
چون بخفتند
ابراهيم بر در
مسجد ايستاد
تا صبح او را
گفتند: چرا
چنين كردي؟
گفت: هوا عظيم
سرد بود و باد
سرد، خويشتن
را به جاي در
ساختم تا شما
را رنج كمتر
بُوَد، و هر چه
بُوَد برمن
بُوَ چند
قانون آداب
معاشرت
كافيست
نگاهي به دور و
اطراف خود
بيانـدازيـد
تـا مـتوجه
شويد شمار
اندكي از
افراد
متشـخـص و با
نزاكت بجاي
مانده است. در
روزگـاران
پيـشـيـن به
آداب ,و نزاكت
اجتماعي بهاي
بيشتري داده
مي شد. اما
افسوس كه
جامعه مهاجر
هموطنان ما
امروز دستخوش
تحولات
گوناگوني
گشته است.
مقصود آن نيست
كـه مـردم
بـايد
هـمـانـنـد
ربـات آداب
معاشرت را يك
به يك و مـو
بـه مـو،
بـرده وار
رعايت و اجـرا
كنند بلكه
رعايت برخي
آداب پسنديده
بشما كمك
خواهد كرد تا
شان و منزلت
اجتماعيتان
ارتقا يابد.
نـكاتـي
گرداوري شده
است كه مي
تواند شما را
از يك فرد عامي
به يك انسان
متشخص و جتلمن
تبديل كند. با
رعايت اين
نكات ساده به
شما اطمينان
ميدهم كه
ديگران شما را
در زمره افراد
با اصل و نسب و
فرهيخته قرار
خواهند داد.شخصي
كه ديگران
آرزوي معاشرت
و شراكت با وي
را دارند.
1-
هميشه مودب
باشيد اگـر
هـم از كـسي
خوشتان نمي
آيد نيازي
نيست كه شان و
منزلت خودتان
را تا سطح
اجـتمـاعي آن
فرد تنزل دهيد.
مودب و با
نزاكت بـاشيد
تـا بـرتـري
خـود را
نـسـبـت بـه
آن شخص ثابت
كنيد.
2- هيچگاه
دشنام ندهيد
دشنام و
ناسزاگويي
مطلقا ممنوع
مي باشد. چون
نشان دهنده آن
است كه شما
قادر نيستيد
براي بـيـان
عقايد خودتان
از واژه ها
ولغات
مناسبتري
بهره بگيريـد.
از آن گذشته
لااباليگري
هميشه دور از
نزاكت و ادب مي
باشد.
3- با صداي
بلند صحبت
نكنيد هنگامي
كه با صداي
بلند صحبت
ميكنيد،
بـاعث بالا
بردن سطح
استرس ميان
اطرافيان خود
ميگرديد.
بـلند صحبت
كردن بيانگر
آن است كه شما
قادر به بحث
منطقي با
ديگران
نـيـستيد و
عجز شما را در
استدلال
معقولانه
نشان مي دهد و
آنكه مي
خـواهـيـد
حرف خودتان را
با توسل به زور
وخشونت به
كرسي بنشانيد .
هـمـچـنـيـن
بلند صحبت
كردن سبب جلب
توجه
اطرافيان
ميگردد البته
توجه منفي.
4- كنترل خود را
از دست ندهيد
زماني كه شما
كنترل اعصاب
خود را از دست
ميدهيد و از
كوره در
ميرويد به همه
نشان مي دهيد
قادر به كنترل
احساسات و
هيجانات خود
نمي باشيد.
وقـتـي هم كه
شما از كنترل
رفتار خودتان
عاجز مي
بـاشيـد،
چـگونـه
قـادر بـه
كـنـترل چيز
ديگري خواهيد
بود؟ همواره
خونسردي خود
را حفظ كنيد (كار
آساني نخواهد
بود اما به
زحمتش مي ارزد).
5- به ديگران
خيره نشويد زل
زدن به ديگران
و چـشـم
چـرانـي نوعي
تعرض به
ديگران محسوب
مي گردد. شما
كه نمي خواهيد
بي جهت ديگران
را مرعوب خود
سازيد؟
6-صحبت كسي را قطع
نكنيد پيش از
آنكه اظهار
عقيده اي
بكنيد،
اجـازه
دهـيـد
صـحـبت
ديگـران بـه
پايان برسد.
ميان صحبت كسي
پريدن نشانه
بي نزاكتي و
عدم
برخورداري از
مـهـارتـهاي
اجـتـمـاعـي
فرد مي باشد.
اگر نمي
خواهيد
خودبين و از
خود راضي بنظر
آييد، هيچگاه
صحبت كسي را
قطع نكنيد و
هرگاه كه
ناچار بـه
انـجـام ايـن
كـار شـديـد
حتـما بـا
گـفـتـن
جـمله \"معذرت
مي خواهم\"،
اقـدام بـه
انـجام آن كار
كنيد. مـودب
بـودن بـه
مـفـهـوم آن
اسـت كـه
بـراي موقعيت،
عقايد و
احساسات
ديگران
احترام قائل
شويم.
7-
هميشه وقت
شناس باشيد
مهم است كه به
وقت ديگران
احترام
بگذاريد.سـر
مـوقـع در
جـلسات،
قـرار
مـلاقـات هـا،
موقعيت هاي
شغلي و
اجتماعي حضور
يابيد.
هـمچـنـين يك
فرد متشخص مي
داند چه زماني
بايد ميهماني
را ترك كند.
8- اسرار زندگي
خصوصي خود را
فاش نسازيد
آبرو، شرافت،
صداقت و بصيرت
بـزرگـتـريـن
و
مـهـمـتـرين
عـامـل براي
حفظ اعتبار يك
فرد متشخص مي
باشد. جزئيات
زندگي شخصي
شما بايد
محرمانه باقي
بمانند.
بـنـابـراين
هرگاه شخصي در
مـهـمـاني
شـروع بـه
سـخن چيـنـي
كرد، از صحبتي
در رابطه به
زندگيتان به
ميان نياوريد.
9- آب دهان
نياندازيد
اغلب مـردها
ايـن كـار را
بطور
ناآگاهانه
انجام مي دهند.
آب دهـان
انداختن
بسيار زننده
بوده و بي
شخصيتي فرد را
ميرساند.
هيچگاه آب
دهان
نيندازيد مگر
آنكه بخواهيد
ثابت كنيد
انسان بي
نزاكتي هستيد.
10- حرمت
بزرگترها را
نگاه داريد در
واقع شما بايد
همانطور كه
دوست داريد
مورد احترام
ديگران باشيد
خود نيز به
ديگران
احترام
بگذاريد.
امروزه
جوانان خيال
مي كنند همه
چيز را مي
دانند و از همه
چيز سر در
مياورند و در
واقـع خـود را
عـقـل كل
ميدانند اما
اينطور نيست.
كافيست به 5
سال پيش خود
بيانديشيد.....يقينا
شما امروز
بسيار باهوش
تر و با تجربه
تر شده ايد.
اينطور نيست؟
بـا آنـكـه 5
سـال پـيـش
نـيـز فكر
ميكرديد همه
چيز را
ميدانيد.
11- به
اشتباهات
ديگران
نخنديد اين
يكي از پست
ترين كارهاي
است كه كسي
ممكن است
انجام دهد.
هـنـگـامـي
كـه شما
اشتباهي
مرتكب ميشويد
و يا خراب كاري
ميكنيد تنها
انتظاري كه از
ديـگران
داريد آن است
كه اشتباهات و
خطاهاي شما را
برويتان
نياورند و از
آنها چشم پوشي
كنند. از آن
مهمتر شما را
بواسطه آنها
مورد تمسخر
قرار ندهند. 12-
كلاه خود را از
سر برداريد
شايد امروزه
اين رسم ديگر
هوادار
نداشته باشد.
شما مي بـايد
كـلاه و هـر
آنـچه بر سر
داريد را به
هنگام داخل
شدن به منزل از
سر خود
برداريد. از آن
گـذشـتـه
هيچگاه با
كلاه بر سر ميز
شام ننشينيد
چون اينكار
نشانه بي
نزاكتي مفرط
مي باشد. 13- پيش
از صرف غذا
منتظر بمانيد
همه ميهمانان
سر جايشان
بنشينند
زماني كه براي
صرف غذا سر ميز
نشسته ايد،
بايد منتظر
بمانيد تا
تمام
ميهمانان
كاملا سـر
جايشان
بنشينند و
آماده صرف غذا
گردند. هـمـه
افـراد بـايد
در يك زمـان
شـروع بــه
صـرف غذا كنند.
اين نكته
اگرچه
مـوشـكـافـانـه
بـنـظـر مـي
رسد، اما
بسيار حائز
اهميت ميباشد.
14- فخر فروشي
نكنيد هيچ كس
از آدم لاف زن
خوشش نمي آيد.
در هنـگام
گـفـتـگو
دربـاره
مـسايـل
مـالي به
دارايي هاي
خود اشاره
نكرده و ثروت
خود را به رخ
نكشيد. 15- به
ساعتتان نگاه
نكنيد هنگامي
كه در يك جمع و
محفلي مي
باشيد، مدام
به ساعت خود
نگاه نكنيد
مگر آنكه
بـلافـاصله
قصد ترك آن محل
را داشته
باشيد. وقتي به
ساعتتان نگاه
مي كـنـيـد
ديـگران
اينگونه
برداشت
ميكنند كه شما
خسته و بي
حوصله گشته
ايد. آيـيـن
جوانمردي :
علاوه بر
دستورات فوق
مردان متشخص
بايد در حضور
يك خانم محترم
از قـوانين
ذيل نيز پيروي
كنند. شـايد
دوران
جـوانمردي
بـسر رسـيده
بـاشـد امـا
هـنـوز
كـاملا از
ميان نرفته
است. شمـا جـزء
مـعدود
افرادي باشيد
كه ايـن رسوم
را
هـمـچـنـان
زنـده و
پابـرجـا
نـگاه
ميدارند. 1-
هميشه در را
برايش باز
كنيد اين
شـايـد
مـهـمتـرين
قـانون آداب
مـعـاشرت
براي مردان
باشد. خواه او
در حـين ورود
بـه موتر شما،
رستوران،
باشگاه و يا هر
جاي دروازه
دار باشد،
دروازه را
هـمـيـشه
بايد برايش
باز نگاه
داريد تا او
عبور كند.هرگاه
چندين دروازه
وجود داشت يك
به يك آنها را
برايش
بگشاييد.
2-
كمك كنيد کرتي
را بپوشد
همواره به
همسر خود در
تـن كـردن
بالاپوش و يـا
کرتي كـمك
كنـيد. اين عمل
ساده و در عين
حال موثر مي
باشد. 3- كمكش
كنيد بنشيند 4-
جاي خود را به
او بدهيد
هرگاه خانمي
نزديك ميز غذا
آمد و يا در
اماكن و وسائط
نـقـليـه
عـمـومـي
وارد گـشـت و
چوکي خالي
موجود نبود،
شما بايد
برخيزيد و جاي
خود را وي
تقديم كنيد.
5- از جاي خود
برخيزيد
هميشه هنگامي
كه خانمي به
اطاق وارد و يا
از آن خارج مي
گردد از جاي
خود برخيزيد و
يا حداقل
هنگام ورود از
جاي خود
برخيزيد.
6-دستان او را بگيريد
در ميهماني ها
و موقعيتهاي
اجتماعي بايد
دست خود را به
همسرتان
تـقديـم
كنـيد كه
نشانه صميميت
بيشتر مي باشد
اما وقتي بروي
سطح ناهمـوار
قدم ميزنيد
باعث كمك به وي
مي شود خصوصا
زماني كه او
كفش پاشنه
بلند به پا
كرده باشد.
7- نيازهاي او را
جويا شويد با
آنكه اين كار
را اكثر مردان
انجام مي دهند،
امـا بـاز
كـمـك زيـادي
به متشخص بودن
ما مي كند.
هنگامي كه در
موقيتهاي
اجتماعي مي
باشيد،
هـمـواره از
وي بـپرسيد كه
آيا
نـوشيـدنـي و
يـا غـذا ميل
دارد كه برايش
بياوريد. به او
نـشـان
دهـيـد كـه
بـه آسـايـش و
نيازهاي وي
اهميت قائل
هستيد.
8- اگر
چيزي از دستش
به زمين افتاد
به وي باز
گردانيد
هـنگامـي كـه
خـانمي چيزي
از دستانش به
زمين افتاد آن
را از روي زمين
برداشته و بـه
وي بـدهيـد.
خـواه آن چـيز
دستكش باشد و
يا يك اسكناس.
الـبـتـه
حتما از ناحيه
زانو خم شويد و
نه از كمر.
9- در
راه پله كنار،
خانم راه
برويد هيچگاه
در راه پله پشت
يك خانم حركت
نكنيد. خصوصا
وقتي دامن
كوتاه پوشيده
باشد. كنار و
يا اندكي
جلوتر از وي
حركت كنيد.
ايـن قـانـون
در هنـگـام
عبـور از
پياده رو نيز
بايد رعايت
گردد. همچنين
هيچگاه يك
خانم را از
فاصله نزديك
تعقيب نكنيد.
10- از قسمت
بيروني پياده
رو حركت كنيد
اين به خانـم
هـمراه شـما
اجـازه مي
دهـد كه از
رفـت و آمـد
خـودروها دور
گـردد. هـرگاه
خـودرويي
نـاگهان از
كنـار شـما
عبور كرد و آب
كنار خيابان
را بسمت شما
پاشـيـد،
ايـن شما
هستيد كه خيس
خواهيد شد و نه
خانمتان.
ميدانم..ميدانم.اما
اين بهايي است
كه شما براي
متشخص بودن
بايد
بپردازيد.
11- در
حضور يك خانم
سگرت نكشيد
هيچگاه در
حضور يك خانم
سگرت نكشيد
مگر آنكه پيش
از آن از وي
اجازه گرفته
باشيد.
12- هرگاه
بسته اي به
همراه داشت
برايش حمل
كنيد ايـن
كـار به او
نشان ميدهد كه
شما برايش
احترام قائل
هستيد و آسايش
و راحتي وي را
خواستاريد.