خراسان
به نام توشد
مفتخر 
تویی
خسروی
خسروانراگهر
میرزایی
بلی
هم میهن گرامی
!
داکتر لعلزاد
ورجاوند با
بینش گرانسنگ
وقلب
دلسوزیکه
نسبت به میهن،
فرهنگ
وفرهیختگانش
دارد با
هزاران
مشکلات به
دیار دور دست
بدخشان لعل
ولاژورد سفر
میکند وبی
صبرانه در صدد
رفتن به زیارت
آرامگاه حکیم
زمان، پیر با
پیرایه حضرت
شاه ناصر
خسرو،
میبرآید وبا
توانمندیکه
دارد موفق به
این زیارت
میگردد واز
دست آوردهایش
ما وشما یاران
گرامی را در
جریان مسایل
قرار میدهد که
درود وهزاران
درود نثارشان
باد !
دلهای
ما از دیدن
منظره های
دیدنی آن
سرزمین با
پیشینه
وتاریخ کهن
شاد گردید ولی
ازاینکه مزار
این حکیم ادب
پرور وزنده
ساز زبان
وادبیات ما در
چنین حالت
حقارت بار بسر
میبرد،نا
امیدی بارو
باورمندی
مارا نسبت به
همه آنهایکه
لاف ازباز
سازی ونوسازی
وترمیم
عابدات
وعمارات با
گذشته تاریخی
کهن، میزنند
بی رنگ ساخت
وجای تاسف است
که این حکیم
دانشور در
زندگیش دچار
آواره گی
وپریشانی
حکام بد سگال
گردید
وآرامگاه که
از قدامت گهر
بار ویاد گار
یک فرهنگ
شکوهمند است،
چگونه از
نظرها پنهان
مانده ومزار
سنگ آنرا
دزدان بی
وجدان به سرقت
برده اند
وجانیهای
وهابی فرهنگ
گسیخته
وبنیاد
گرایانی
فرهنگ فروخته
، میخواستند
که مزار آنرا
هم از بیخ وبن
محو نمایند.
درود بر
آنهایکه
اهمیت فرهنگ
ودانش را
پاسدارند
ومانند آن
کسانیکه این
حکیم پر قیمت
را درایام
آواره گی پناه
دادند، امروز
از مزار آن
نگهداری
مینمایند.
بدخشان پر
زگوهراست
کوهت
اصیل
باشد ترا
فرهنگ وروحت
دریغا
که این سرزمین
قسمیکه
ناصرخسرو
بزرگ گفته
است،همیشه در
کمین دشمنان
بی روح وبی قلب
روزگار قرار
داشته ودر
قساوت زمان
زیسته است.هزران
دانشمند
وادیب
وفرهنگی
داشته ودارد،
لیکین نه آنها
را حکام ظالم
وقت جز این خاک
حساب کرده ونه
از آنها
یادبودی به
عمل آمده است.
ما دراین
روزها شاهد
صرف بودجه های
هنگفت دارای
ملی کشوریم که
به نام
کسانیکه در
راه ادب
وفرهنگ اصلا
قدم بردار
نبوده اند،
پارک ومناره
ویادگارها
ساخته میشود
وملنگ جانهای
ساختگی دارند
جای انسانهای
فرهیخته
وتاریحی این
سرزمین را
میگیرند
وصدای یک
دانشمند
وادیب ما هم
بلند نمیشود
وقسمیکه خانم
فرشته حضرتی
پیشتر اشاره
کرده بودند،
چیز فهمان با
نام وبا نشان
ما در خواب
غفلت ومصلحت
طلبیهای ملی
غرق شده اند
وحتی گذشته
وحال خود را
دارند به
فراموشی می
سپارند وخوش
دارند که
دیگران برای
آنها مراسم
سالگرد
بگیرند وآنها
را که نی بلکه
کوه جلوه دهند.
شما
دانشمندان
کنونی به چه
روز بکار
خواهید بود؟
نه در غم ونه
در شادی کشور
ونه در بربادی
ونه در زیر پا
شدن این میهن
زبان بر
میکشید ونه
مرد انتقاد
شدید ونه مرد
ارشاد !
من از
تمام نهادهای
مدنی وفرهنگی
وخیریه درون
مرزی وبرون
مرزی
خواهشمندم که
دراین زمینه
بی تفاوت
نباشند ودر
حصه ترمیم
وبازسازی
وجدید گردانی
این مزار حکیم
بلخ ویمگان
حصه گیرند!!
جای تآسف است
که رهبر
اسماعیلیه
های جهان صدها
ملیون دالر
امریکایی را
فدای پارکها ،
هوتلها
وسیاحتگاها
کرده است، اما
درقسمت باز
سازی این مزار
تاریخی رهبر
وحجت نامی
خراسان بزرگ
یک قدم هم بر
نداشته است که
هزار در صد
قابل انتقاد
است واز تمام
پیروان این
آیین تمنا
دارم که در هر
جایکه هستند
اگر امکان دید
ووادید با شخص
آغا خان چهارم
دارند این
موضوع را حتمآ
به ایشان به
عرض برسانند.
واز شخصیت
فرهیخته
ودانشمند
کشورم آغای
بزرگوار وادب
دوست سید
ومنصور نادری
نیز
خواهشمندیم
که دراین باره
دست بالای
الاشه نشینند
ودر پهلوی
ترتیب وتدوین
قرآن کریم که
با ضخامت رسا
وبزرگ وصرف
پول هنگفت یا
به خاطر شهرت
ویا به خاطر
خدمت به دین
کرده اید، کمی
هم توجه به این
نابسامانی
وبازسازی
مقبره
ناصرخسرو
بکنید وروح آن
بالای هرکدام
ما حق دارد که
صرف از دانش آن
استفاده بریم
وبه مزار آن
توجه نداشته
باشیم در
برابر وجدان
خویش چه پاسخ
سازنده
خواهیم داشت؟
از بخش
فرهنگی
کشورهای هم
زبانیکه به
ناصر
خسروافتخار
دارند وبسیار
سرکها
درایران
وتاجیکستان
به نام این
حکیم سخن
نامگزاری شده
است نیز
تقاضامندیم
که دراین باره
یاریشانرا در
بازسازی مزار
ناصرخسرو
دریغ نورزند.وهمچنان
از تمام
بلخیان گرامی
وقطغن زمین
نیز خواهش
میشود که در
صورت که امکان
دارند به این
دسته از
دوستان
بپیوندن .ناصر
حسرو بالای
فرد فرد ما حق
دارد. او کسی
بود که
هرگزدست طمع
بسوی کسی دراز
نکرد
وهرگزخود را
مطیع حتا
شاهان قلمداد
ننمود.او یک
انسان حقیقت
جو بودوتشنه
دانش! او گوشه
تاریکی ولی با
صفای یمگان
دره را به
هزاران دربار
ظاهر فریب عوض
نمیکرد وچنان
هم کرد که
گزینش آن دره
را برتری داد
نه مداحه
سرایرا. از
خواندن سفر
نامه اش هرکس
لزت میبرد
وشناخت کلی
نسبت به بسیار
کشورهای جهان
پیدا مینماید.روی
این اصل است که
دراین باره از
دولتهای وقت
ودولت جمهوری
اسلامی کنونی
ما که خود را
حامی ملت
میداند هرگز
چشم
انتظارنباید
داشت. زیراکه
مشاورین
وحاکمان این
دولت وهابیون
دیوبندی ضد
فرهنگ وضد
چنین شخصیتها
وافغان ملتان
بیگانه با این
فرهنگ واین
شخصیتها ،
میباشند. واز
دانشمندا
برون مرزی
ودرون مرزی ما
هم چندان رمق
واستایی قابل
قدر با تآسف به
نظر نمی آید
واینها عمر
خود را در
تبادله نامه
تبریکیه 60
سالگی و50
سالگی سپری
کرده اند وحتا
یگانتای این
دانشمندان ما
که در غرب آرام
وبر قرارند
آنقدر خاموش
وبی جان شده
اند که خدا
ناخواسته
گویی که دراین
روی زمین
نباشند. از
گفتن هویت
خویش هم
میترسند.از
این آدمها چه
طلب باید کرد؟
خدا کند که
بخود آییم واز
خود گسیختگی
برهییم وبر
اصلمان
برگردیم تا
وصلمان میسر
گردد.« باز جوییم
روزگار وصل
خویش» از جناب
لعلزاد یک
جهان سپاس که
مارا در جریان
دو مطلب بی
نظیر قرار
دادند، یکی
حال واحوال
مزار ناصر
خسرو ویمگان
دره ودیگر از
صورت زنده
بودن بازگل
بدخشی! این
بلبل خوش صدای
پامیر زمین
بدخشان .ببینید
اگر این مرد از
جای دیگر ویا
پیوند قبیله
وی میداشت،
امروز شهرتش
جهانی میبود.103
ساله شده است
وپیر ترازهر
سازنده وحتا
تاریخ ده دهه
کشورماست.این
مرد
آوازخوانی را
زمانی آغازید
که آواز خوانی
در کشور ما
بنمایه نداشت
واساس بنمایه
صدای آواز
خوانی را این
بازگل بود که
زیر ساخت
جامعه
گردانید، ولی
چگونه
محقرانه زیست
دارد وحتا
همین بی بی سی
آله دست
حاکمان
خونخواریک
بار از صورت
زندگی این مرد
خبر نداد.آخر
این دولت اقای
کرزی قراریکه
معلوم است با
فرهنگ
وبنمایه های
فرهنگی فکر
میکنم چندان
سازگاری
ندارد.بخاطریکه
در یک
نمایندگی
برون مرزیش
بخش فرهنگی
ندارد. وما از
جناب اقای
داکتر رنگین
سپنتا هم
تقاضا داریم
که تمام ریشه
واساس فرهنگی
ما دراین
کشورهای
خارجی دارند
نا پدید
میشوند وهر
باریکه از
نمایندگیهای
شما خواهش
میشود که یک
پیوند فرهنگی
را طرح بریزند
ویک مکتب ویا
مدرسه ای
ترتیب شود که
حد اقل اطفال
ما با زبان
مادری
وپدریشان
اشنایی دریاب
شوند، میسر
نمیشود.و اصلآ
دراین
نمایندگیها
بخش فرهنگی
وجود ندارد
واز وزارت
فرهنگ
وجوانان هم می
طلبیم که
دراین زمینه
بی تفاوت
نباشند
ونمایندگی
فرهنگی
بفرستند، تا
از فرهنگ
وداشته های
تاریخی ما
برای کشور میز
بان چیزی گفته
واز کشور
میزبان برای
مردمان ما هم
یک تبادل
فرهنگی صورت
پذیرد. اینست
که همگرایی
ایجاد وروبط
بنمایه های
فرهنگی تحقق
می پذیرد.خداکند
که بی جواب
نمانیم ومسله
پیشنهاد شده
با دلیل
وبرهان برای
ما تفصیل گردد.
برون
شد نصیحت
حقیقت نهان
همه
از پی پول و
نفس خودند
گریزان
زعلم وزفرهنگ
وجان
چنین
گشت برماجهان
تیره روز
نه
ماه است ونی
تابش خور برآن
نداریم
گرمی به تن عشق
کــــو؟؟
پی
عشق لیلی چو
مجنون دوان
خردمند
ما واعظ بارگا
ســــــت
دوچشمش
به دالرنویسد
چنا ن
همه
وصف واغراق
کارش بود
بدربار
با با تملق
کــــــنا ن
روزتان
بهروز وخود
شناس
وبازجوگر
خویش وتن
باشید، تا به
کمال جستجو
برسید.وهم
درسختیهای
زندگی زود نا
امید نشده،
تسلیم نا
بسامانی
نشوید.روح
تجسسگرانسان
را براه حقیقت
پیوند میدهد.